تبلیغات
وبلاگicon
GAMES
NOTHING IS TRUE,EVERYTHING IS PERMITTED

پیام مدیر

به وبلاگ ما خوش آمدید.
امیدوارم از مطالب لذّت ببرید.
نظر یادتون نره!

مطلب47

Bioshock Infinite | کابوس رویایی

نویسنده : Harry Potter - در : 1390/04/22 - دسته : games،
http://zakioo.com/wp-content/uploads/photo/BioShockInfinitex1L.jpg

"من Andrew Ryan هستم،و من این جا هستم تا از تو یک سوال کنم.آیا یک مرد حق عرق ریختن از پیشانی اش را ندارد؟نه! این را مردی در واشنگتن می گوید.این به فقیران تعلق دارد. نه! این را مردی در واتیکان می گوید.این به خدایان تعلق دارد. نه!این را مردی در مسکو می گوید.این به همه تعلق دارد.من پاسخ همه ی آن ها را رد کردم.به جای ان،من چیز متفاوتی را انتخاب کردم.من ناممکن را انتخاب کردم.من ... Rapture را انتخاب کردم،شهری که یک هنرمند از سانسور وحشتی ندارد،جایی که یک دانشمند با اخلاق کوچک محدود نمی شود،جایی که بزرگ توسط کوچک محدود نمی شود،و با عرق پیشانی تو،Rapture هم چنین می تواند به شهر تو تبدیل شود."
                                                     در ادامه ی مطلب با ما همراه شوید.
این جمله را به یاد دارید؟ زمانی که خالق شهر Rapture از وضع آن زمان شاکی بود و دنیایی بدور از هر گونه تبعیض و جنگ را خلق کرد ؟ آن را فراموش کنید. چشمان خود را باز می کنم، همه جا را پروپاگاندا فرا گرفته است که تنها برای برانگیختن احساسات آدمیزاد درست شده است و معنای واقعی ندارد. چگونه می توان حرف از امن بودن جان آدمیزاد زد در حالی که ساختمانی بر روی بالن در حال فرو ریختن است ؟ "آن ها شغل شما را خواهند گرفت،برای جلوگیری از این کار به من رای بدید" ؛ آیا شغلی هم مانده است ؟

کلمبیا در نگاه اول همانند شهر نسخه ی اول است، رویایی که با علم پایه گرفت و با بشر به نابودی کشیده شد. ایدئولوژی ها همانند گذشته در پشت چهره ی شهر نهفته است، وسایل و ابزارهایی که ساخته شده است با مردم معمولی آن زمان قابل مقایسه نیست. گویا کسانی که این شهر را ساخته اند از دانش زیادی برخوردار بوده اند،حتی بیشتر از Ryan. ساختمان هایی که بر روی بالن ها شناور هستند، خطوط مسافربری نوین، پوستر های تبلیغاتی پوچ و بی ارزش، همه و همه در یک مکان جمع شده اند تا شهر کلمبیا را تشکیل دهند. گفته شد که به ظاهر شهر به لحاظ تکنولوژی از آن چیزی که در Rapture مشاهده کردیم پیشرفته تر است؛ شاید جالب باشد بدانید که کلمبیا پیش از آن ساخته شده است. درست است، ممکن است دانش انسان فراتر از حال عمل کند، اما اعمال و کارهای احمقانه آن ها تکرار خواهد شد.

شرکت سازنده ی بازی، Irrational Games، به مدت تقریباّ سه سال و پس از عرضه ی Bioshock در حال کار بر روی عنوان جدید خود است. در این وقفه ی زمانی شماره ی دوم سری Bioshock عرضه شد اما به دست شرکت دیگری و نه Irrational. سازندگان بازی از آزادی خاصی برخوردار بوده اند،در این مدت فرصت های بسیاری برای انتخاب تم داستانی بازی به وجود آمد. ایده ی شهری بر فراز آسمان یکی از ایده هایی بود که توسط آن ها و در اوایل مرحله ی ساخت بازی و طراحی پایه به ذهن سازندگان خطور کرد و با تغییراتی کوچک به عنوان شهر اصلی Bioshock: Infinite انتخاب شد.


طراحی اولیه شهر تاریک تر از آن چیزی که در دمو ها به نمایش در آمد بود و بسیار شبیه به Art Noveau (همانند نسخه ی اول). اما دوره ی exceptionalism آمریکا در آن زمان باعث شد تا سیستم کمی گسترده و روشن تر شود. این ایده هنگامی به ذهن Ken و خطور کرد که در حال مشاهده ی مستندی در رابطه با اواخر قرن بیستم بود. البته باید توجه داشت که همان طور که نسخه ی اول این سری بر پایه ی مادی گرایی ساخته نشد، این نسخه نیز بر روی وطن پرستی مطلق تمرکز نخواهد داشت بلکه با استفاده از مفاهیم به تعریف داستان های برخی از افراد می پردازد که در این شهر گرفتار شده اند.

تیم سازندگان بازی همچنین نگاهی به تبلیغات آن زمان آمریکا و یا پروپاگاندای قرن بیستم داشته اند. به عنوان مثال، از پوستر های واقعی که ده ها سال پیش طراحی شده اند استفاده شده است، همانند یکی از پوستر هایی که برای جنگ جهانی اول طراحی شد. در این عکس هنگامی که پدری بر روی صندلی نشسته است یکی از فرزندانش از او می پرسد : "پدر شما (با حروف بزرگ نوشته شده است) در جنگ بزرگ (اشاره به جنگ جهانی اول) چکار کردی؟ - اشاره به اثرات جنگ - " برای استفاده از این پوستر در بازی کلمه ی WW I با siege of Columbia عوض شده است.

اما با این اوصاف شهر کلمبیا چگونه است ؟ در قرن بیستم، دولت آمریکا شهری را خلق کرد تا سمبلی برای exceptionalism (استثنا گرایی) آمریکایی باشد. تا بتواند بار دیگر خود را به عنوان نژادی برتر معرفی کند. شهری که برای مردمی ایده آل گرا ساخته شده است تا در سراسر جهان شناور باشد. مدتی پس از راه اندازی کلمبیا به یک کشتی جنگی مسلح تبدیل شد تا یک international incident (اقداماتی کوچک که منجر به جنگ بین دو و یا چند دولت می شود) را با شلیک به یک گروه از شهروندان چینی در طول شورشی به راه بیندازد. به این دلیل کلمبیا از طرف دولتمردان نادیده گرفته شد و پس از آن در آسمان رها شد و کسی آن را ندید. با به انزوا رفتن شهر جنگی داخلی بین جناح های مختلف آغاز شده و هر کدام سعی در بدست گرفتن کنترل شهر را دارند. در زمانی که بازی داستان شهر را به رخ می کشد تنها دو جناح باقی مانده اند. گروه اول "بنیان گذاران" نام دارد و به رهبری شخصی به نام Comstock. دیگر جناح Vox Populi (به معنای صدای مردم در زبان لاتین) نام دارد،یک گروه مقاومت به رهبری Daisy Fitzroy. همانند Rapture، کلمبیا به عنوان یک پادآرمان شهر همراه با نشانه هایی از دین سالاری،بیگانه هراسی و نازیسم یاد می شود.

وقایع بازی در سال 1912 اتفاق می افتد. شخصیت اصلی بازی با نام Booker DeWitt شناخته می شود، یکی از عضو های آژانس کارآگاهی Pinkerton که به دلیل رفتار خارج از محدوده این آژانس اخراج شد. Booker توسط افرادی ناشناس که از موقعیت کلمبیا خبر دارند استخدام می شود تا به آن شهر نفوذ کند و دختر جوانی را به نام الیزابت نجات دهد. Booker پس از کمی جستجو او را پیدا می کند اما مشکل چیز دیگریست. در حقیقت الیزابت در بین این جنگ داخلی قرار دارد. هر کدام از جناح ها به دنبال استفاده از الیزابت هستند تا جنگ را به نفع خود تمام کنند. الیزابت که دارای قدرت های فرا بشری است به دنبال درک قدرت های خود Comstock را مسئول این کار می داند و به دنبال حقیقت می گردد تا پس از آن شهر را ترک کند. Big Daddy ها را به یاد دارید؟ آن ها را فراموش کنید،موجودی بسیار ترسناک تر از او در کلمبیا وجود دارد؛ Songbird. این پرنده ی عظیم آهنی همانند Big Daddy ها عمل می کند، نسخه ی اول Bioshock را به خاطر دارید ؟ در Bioshock کسانی به نام Big Daddy وجود داشتند که از Little Sister ها محافظت می کردند. اکنون Songbird از الیزابت محافظت می کند،اما به شیوه ای دیگر.

گیم پلی بازی همانند دیگر عناوین سری یک شوتر اول شخص همراه با المان های RPG است. بازیکن پس از ورود به بازی متوجه ی وضعیت داخلی شهر خواهد شد. مردم در حال جنگ در هر دو جناح هستند و این شما هستید که وارد جنگ آن ها شده اید و به دنبال الیزابت می گردید. همان طور که گفته شد الیزابت از قدرت های ویژه ای برخوردار است و دو گروه باقی مانده برای بدست آوردن او و استفاده از قدرت های خارق العاده ی او تلاش می کنند. طبیعتاّ هر کسی که مانع کار آن ها شود باید کشته شود. پس از پیدا کردن الیزابت دشمنان به شما حمله ور می شوند. در این حالت شما دو راه دارید؛ استفاده از اسلحه ی معمولی و یا همکاری با الیزابت و استفاده از قدرت های او. الیزابت به عنوان بخش مکمل مبارزات شناخته می شود؛ استفاده نکردن از قدرت های او به معنای از دست دادن بخشی از گیم پلی است. الیزابت می تواند پنجره ای از آینده را باز کند، ابرهای باران زا را به سمت دشمنان بفرستد و اجسام را جا به جا کند. بازیکن نمی تواند مستقیماّ او را کنترل کند اما به طور خودکار به شما واکنش نشان می دهد، همانند دیگر عناوین. گفته شده که هنگامی که الیزابت از قابلیت های خود استفاده می کند به او صدمه وارد می شود. بازیکن می بایست از او مراقبت کند، اما نه در تمام بازی. او از پنج سالگی توسط Songbird بزرگ و محافظت شده است. البته در جایی گفته شده است که او تنها دوست الیزابت است. همان طور که داستان جلوتر می رود، Booker با الیزابت اختلاف پیدا می کند. او نمی تواند Songbird را رها کند،از طرفی دیگر نمی تواند از او فرار کند،چرا که سیستمی برای Songbird طراحی شده است که با فرار او احساس می کند که به او خیانت شده است. در حقیقت او همانند یک شوهر حسود می ماند، زمانی که شما تنها عشق او را متقاعد به فرار کردن می کنید و او از این کار راضی نیست،بهتر است به بخش اصلی بپردازیم. در بازی می توانید اعمال قهرمانانه انجام دهید؛ این اعمال می تواند در درازمدت بر روی بازی تاثیر بگذارد. Booker ممکن است دعوایی بین یک دندان پزشک و بیمار را بشنود و دندان پزشک را حفظ کند. ممکن است در ادامه به اشتباه خود در نجات دادن او پی ببرید. با این وجود، Infinite در رابطه با انجام کار خوب و بد نیست، در حقیقت شما باید کاری در بازی انجام دهید.



خطوط هوایی به نام Skyline توسط دانشمندان کلمبیا طراحی شده است. از این سیستم برای حمل وسایل استفاده می شده اما اکنون مردم شهر از آن استفاده می کنند تا هر چه زودتر مسافت مورد نظر را طی کنند. همان طور که حدس شده اید، بازیکن نیز توانایی استفاده از آن را دارد. Booker می تواند با استفاده از قلاب به آن آویزان شود و با سرعت زیادی مسافتی طولانی را طی کند. البته از آن تنها برای طی کردن مسافت استفاده نمی شود بلکه بخشی از مبارزات را تشکیل می دهد. دشمنان همانند بعضی عناوین این نسل از هوش مصنوعی پایینی برخوردار نیستند و بسیار سریع عمل می کنند. اگر از این خطوط برای فرار استفاده کنید آن ها نیز از آن استفاده می کنند و به دنبال شما می آیند تا نبردی هیجان انگیز آغاز شود. خوش بختانه می توان از بعضی سلاح های بازی برای از بین بردن دشمنان و در حین سر خوردن استفاده کنید.

با پیدا کردن vigors و nustroms و استفاده از آن ها قدرت و توانایی های بازیکن افزایش می یابد. می توان گفت این دو ماده عملکردی مشابه Plasmid ها در Bioshock را دارند. Plasmid اطلاعات ژنتیکی بازیکن را تغییر می داد و توانایی های او را افزایش می داد؛ همانند vigors و nustroms. با استفاده از vigors توانایی کنترل اجسام،کنترل حیوانات (در تریلری که نشان داده شد بازیکن توانست دسته ای از کلاغ ها را کنترل کند) و ... برای بازیکن قابل استفاده می شود. از طرفی دیگر، nustroms می تواند توانایی مقاومت در برابر ضربات و قدرت شما را افزایش دهد. اما در رابطه با بخش چند نفره بازی، متاسفانه و یا خوش بختانه بخش چند نفره تا به حال تایید نشده است. تیم سازنده در این رابطه حرکت هایی کرده است، اما تا زمانی که المان هایی به غیر از چیز هایی که در دیگر شوترها استفاده شده توسط تیم خلق نشود این بخش ساخته نخواهد شد.

Bioshock از معدود عناوینی بود که تا مدت ها در ذهن دوستاران گیم باقی می ماند. پس از غیاب تیم و عرضه ی Bioshock 2 ، متوجه ی نکته ای شدم؛ به راستی که Bioshock تنها متعلق به Ken Levine است و کس دیگری نمی تواند شاهکاری همانند آن بسازد. منتظر آغاز ماجرایی دیگر در 2012 باشید.

نظرات()

محل تبلیغ شما ...

همکاری در فروش ملی مارکت

آمار و اطلاعات

امروز :

کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

نظر سنجی

نظر شما در مورد قالب چیست؟

بنر دوستان

IMAGES

Click here to get avatars like this! Click here to get avatars like this! Click here to get avatars like this! Click here to get avatars like this! Click here to get avatars like this! Click here to get avatars like this!